X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

کله گنده ی من

شنبه 7 آذر 1394 ساعت 11:50

خب! کوچولوی کله گنده ی من...حالا چندروزی است که من و تو وارد دوازده هفتگی شده ایم. من به عنوان میزبان.تو در جایگاه مهمان.هرروز پیگیر مراحل رشدت هستم.از تشبیه ات به دانه ی سیب شروع کردیم و به تمشک و خرما و انجیر رسیدیم. حالا  هم که اندازه ی لیمو ترش شده ای.خواستم تصورت کنم اما لیمو ترش نداشتیم.غصه ام شد.بابایی رفت لیمو عمانی چروکیده ای از کابینت برداشت و داد دستم. سعی کردم تروتازه ببینمش. به اندازه ی پنج سانتی انت تجسمش کردم. تقریبا فهمیدم  که حالا چقدری شده ای.

چندروز پیش ها که رفته بودم جواب آزمایشم را به دکتر نشان بدم.ازش خواهش کردم که سونو هم انجام بدهد.گفت خانم فلانی الآن وقت سونونیست.نمیشه.گفتم خواهش می کنم و مجبورش کردم.

سیاه سفیدهای روی دستگاه ظاهر شد. این بار مثل بار قبل نبود که معلوم نباشی و من متوجه نشوم اعضای بدنت کدام یکیست؟. و یک هلال کوچک باشی آن گوشه موشه ها. حالا واقعا شبیه نی نی بودی.بیشترت کله گنده ای بود که دست و پای کوچکی هم داشت. چسبیده بودی به یک گوشه و دست های کوچولویت را دوطرف صورتت نگه داشته بودی.برعکس خوابیده بودی.

حیف که بابایی نبود تا با هم ذوق کنیم.دکتر گفت که خداروشکر صحیح و سالمی.پرسیدم بنظرتون کله اش زیادی گنده نیست؟. خندید.گفتم خودم می دانم که درست می شود.اما نمی دانم چرا تازگی ها چیزهایی که جوابش را از قبل می دانم باز می پرسم.در مورد نی نی اینطوری ام.گفت نگران نباش مشکلی نیست.

شبش که عکست را نشان بابایی دادم سوال های خودم را از خودم پرسید.توت بنظرت کله اش گنده نیست؟ توت بنظرت الآن برعکس خوابیده سرگیجه نمی گیره؟.همه ی اینها را با خنده می پرسید.گفتم اتفاقامن هم همین ها به ذهنم رسیده بود. جز به جز مکالمه ام با دکتر را پرسید.وقتی فهمید وزن اضافه نکرده ام کلی دعوام کرد.رفتیم فروشگاه.انتخاب را گذاشتیم با تو.هرچیزی که تو خواستی را توی چرخ گذاشتیم.من قول دادم که بیشتر بخورم تا تپلی باشی. بابایی می گوید تو باید تپلی باشی. از این تپلی هایی که دست هایشان چاک چاک می افتد و لپ هایشان آویزان است.می گوید شکمت باید به دست بیاید.گفتم درخواست دیگه ای ندارید؟ 

شب موقع خوابیدن تپلی تصورت کردم. لپ های گوشتی ات را گاز گازی کردم. روی شکم کوچولویت فوت کردم و تو خندیدی. تصویر دهان بی دندانت حس خوبی را توی تمام تنم پراکند و من گلوله ای شدم لبریز از خوشحالی . کله ات اما هنوز تحت تاثیر عکسی بود که از سونو دیده بودم. کله گنده ی  من...

نظرات (44)
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 12:43
وای عزیزم... دلم قنج رفت برای این تصورات شیرینت از نی نی توت فرنگی خوشکل
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربونت برم
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 13:38
ای جونم عزیزم دلم ضعف رفت برا کوچولت امیدوارم بچه سالم و خوشگل و تپلی و پر روزی باشه.
منم دلم یه دختر بچه خیلی خوشگل و تپلی میخواد که موهاشو با گل سر خوشگل ببندی و پیراهن کوتاه بپوشه و پوشکش بزنه بیرون وای دلم ضعف رفت پسرم زن نمیگیره که منو به آرزوم برسونه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
نگران نباشید. دلش گیر کنه می گیره
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 13:57
واای توت..چقدر قشنگ توضیح دادی..انگار نه انگار که منم حس های تورو تجربه کردم..من عاشق اون چلمبه کله گنده هستم با اون مامان مهربونش!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم عاشق تو هستم با اون بره ات
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 13:59
قربون اون کله گنده ات برم من جوجه کوچولو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 14:06
شیرینه تصورش خودش که بیاد قورتش میدی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حالا تا بیاد با تصوراتش خوشیم دیگه
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 14:23
ای جووونم کوچولو
ان شالا هر دوتون صحیح و سالم باشین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربون شما
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 14:51
انقدر که من منتظر این نی نی ام، کسی منتظرش نیست :دی
کی این نی نی به دنیا میاااااااااااااااااااااااااااااااااااد

شما که توتی، باباش گلابی، نی نی تون چی قراره بشه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای جان
نمیدونم شما چی فکر می کنی؟

راستی من چندبار اومدم وبت اما نظرا بسته بود.
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 15:06
ای جااان ای جااان کله گنده ی منو ببینین....
ای خدا بگم چیکارت نکنه خاله دلم آب شد واسه عدسم خب...
من تا این لیمو ترش بشه قد لیمو شیرین هزار بار مردم و زنده شدم...
هه هه زرنگی خانوم فک کردی فقط خودت و عمو گلابی با عدسکم حال میکنین؟
خبر نداری من هر شب هی بهش فکر میکنم و براش قران میخونم و انگشتای فنچی ش رو هی بوس میکنم...
توی نافشو فوت میکنم و صداهای اونجورکی از توش در میاد و من و عدسکم با هم ذوق میکنیم و میخندیم....
ای خدا ای خدا....
هر چی عدسکم میخواد بخور خب...چیه فک کردی الان من مثه عمو گلابیه بیچارم نگرانتم؟نخیر خانوم من با شما کاری ندارم...
من نگران عدسکمم :)))
قربونش برم من با اون کله ش...
با شما نیستم خانوم...روتو اونور کن...با عدس خودمم...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمی خوام اصن تو اول نظراتت رو باز کن
یعنی چی خب
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 15:54
ای جان
چه عاشقانه مادرانه ای نوشتی. قربونش برم فسقلی رو. :*******
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بذار فسقلیت بیاد ... چه عاشقانه هایی که بنویسی دلارام (:
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 16:16
اون پاراگراف آخرت.. خیلییییی خوب بود! دل ما هم حتی قیلی ویلی رفت!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای جونم
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 18:31
چه تصورات شیرینی ...
مواظب باشین اضافه وزن نگیره لیمو ترشِ کله گنده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 18:38
نی نی کله فندقی
مراقب خودت باش مامان توت خانوم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کله فندقی من
چشم
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 19:09
انشالله که تا آخرش همه چیز خوب پیش میره و لذت این دوران رو ببری که واقعا ناب ترین لحظات عمر آدمه،،،،مخصوصا وقتی به تکون خوردنش توی شکمت برسی،عشق دنیا رو میکنی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون. ترس دارم واسه تکون خوردنش راستش
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 19:21
کله گنده ی مننننننننننننننننن!
اخخخخ عزیزم... چقدر شیرین مینویسی و چقدر زیبا حستو توصیف میکنی... عاشق خودتم و جیگر خوردنیت :)^_^
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خودت با حس های خوب می خونی
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 20:00
عزیزم خدا حفظش کنه و ان شاالله سالم و کامل پا به دنیا میذاره
خیلی خیلی مواظب خودت باش و بخودت برس عزیزدلم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی رویا خانمی
شمام مواظب خودت و آقای دکتر باش عروس خانم
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 23:01
ای جانم !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 00:45
توت فرنگی شبیه تو بود یا باباش؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر تو ای دخترک
اومم... نمی دونم آخه سرش بین دوتا دستاش بود.... عکسش رو می ذارم حالا خودتون قضاوت کنید
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 10:05
ای جووون من ای عزیزممم من ..... آخی خداااااااااااا چی بشه آخه نی نی شمااااا خانم توتی جووونم .... دلم نی نی خواست که شکمشو فوووت کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب نی نی بیار دیگه

الان قشنگ معلومه دارم همه رو به راه خودمون هدایت می کنم یا ببشتر تبلیغ کنم؟
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 11:48
ای وااااای. عزیزممممم خب پس سه ماه اولو تقریبا تموم کردی به سلامتی،،، وای توت اره اولش شبیه موجودات فضایی هستن ولی بعدش قشنگ ادم کوچولو میشن و باید فقط قربونشووووون رفت ای وای عزیزم کلی ذوق اون دست و پای کپلو کردم ایشالا سلامت باشن، منم دیشب رفتم چکاپ ماهانه و صدای قلبشو گوش دادیم، دوهفته دیگه هم سونو دارم ببینم تا اون موقع چقدری شده ،هووووووم... خدارو شکررررررر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره جدا" شبیه آدم فضاییان
چند هفته هستی ویو؟
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 12:10
وووووووووووویی خداااا
یاد کله ی گنده داره / چشم قلمبه داره/ اما سواد نداره افتادم
ناز بشی تو توت جانم..
بیخود درخواست سونو نکن اما عزیزم..
میدونی که امواج سونو آسیب رسان هستند و نادونه ات اذیت میشه؟ جز مواقع ضروری که دکترت صلاح میبینه نرو اصلا.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هاهاها... خودمم یادش افتادم
چشم چشم.... این یه بار آخه خیلی ذوق داشتم
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 12:55
مبارکه!
ما این نزدیکیا یک نی نی داریم که امروز مامانش گفت اندازه کره 50گرمی شده قد و وزنش
انشالله بچه توت فرنگی کله گنده شما سلامت باشه و زیر سایه پدر و مادرش سیراب شه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای جونم کره!.... ممنونم عزیزم
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 14:27
سلام توت جان
ای جونم . کله گنده . راستی هنوز این کوچولو اسم نداره . دخترونه و پسرونه . حتما یه اسفند دود کن و صدقه بذار کنار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام گلم
نمیدونم چرا هیچ اسمی به ذهنم نمیرسه
از من که واسه همه چی اسم می ذارم بعیده ..
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 17:29
خخخ،آره کله هاشون خیلی گنده میشه،اماقشنگن. میگم،نمیشه از این لپ آویزونا نباشه،ازاینایی باشه که لپاش ازبغل صورتش بزنه بیرون. الهی تصورش کردم قند تو دلم آب شد. هنوز معلوم نیس جنسیتش چیه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخی! چرا از اونام میشه باشه. نه نیلو
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 19:11
سلام، تازه با وبلاگتون آشنا شدم ،منم هفته ١٣ هستم . امیدوارم روزهای آتی رو به راحتی بگذرونیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. ای جانم! انشالا به سلامتی طی کنید بارداریتون رو و یه کوچولوی سالم هدیه بگیرید از خدا
بازم بهم سر بزنید! نی نی هامون هم سنن این هیجانیه
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 22:32
نی‌نیِ لیموییِ کله گنده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 9 آذر 1394 ساعت 00:02
کله گنده دارم
چشم قلمبه دارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 9 آذر 1394 ساعت 07:44
من دوازده هفتگی ِ شوما رو قربون مامانی جانم
پس کی میاااااااااااااد دوس دارم زود تر ببینمش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فکر کنم خیلی مونده آیدایی
دوشنبه 9 آذر 1394 ساعت 08:57
ای جونم فدای اون کله گنده ی ناز و مامانی مهربونش بشم من
اول از همه قلب بعد سر بچه شکل میگیره خانومی بعد کم کم اعضای بدن تشکیل میشه ، به قول خانوم دکتر خوبه خودش درست میشه ، ان شالله نی نی تپلی به دنیا بیاد و یه دنیا شادی با خودش بیاره
مواظب خودت و لیموی ترش که نه شیرین ما باش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
شمام مواظب خودتون باشید مهربون مامان
دوشنبه 9 آذر 1394 ساعت 23:13
ای جاااااان....
من فکر کنم خنگ ترین مامان دنیام!چون تا آخرین سونوگرافی،هرچی دکتر میخواست بچه رو بهم نشون بده،هرجوری نگاه میکردم،نمیتونستم تشخیصش بدم که کدوم سرشه کدوم پاشه....
فدای این کله گنده توپواو..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جدی مهناز؟
معلومه که چجوری متوجه نمیشدی آخه
سه‌شنبه 10 آذر 1394 ساعت 01:11
تصورات زیبای مادرانه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
(:
سه‌شنبه 10 آذر 1394 ساعت 13:58
وای عزیزم...چه قشنگ تصورش کردی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوبی هیما؟
سه‌شنبه 10 آذر 1394 ساعت 19:19
قربون کله گنده بشم جوجووووو ی من
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا نکنه مرغ خانمی من
چهارشنبه 11 آذر 1394 ساعت 03:10
وااااای بهش بگو زود باشه دیگه،زودی بیاد،من دلم نی نی گوگولی میخواد((((:
وااااای توت خانوم من از تصور اومدنش دلم گیلی ویلی میره برا این تربچه(((:
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دست خودشه آخه
واقعا؟
ای جان... خودمم همینطور
چهارشنبه 11 آذر 1394 ساعت 09:28
عزیییییییییییییییییزم.......
فداااا کله گندم بشم آخهه ........
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا نکنه مریمی
چهارشنبه 11 آذر 1394 ساعت 13:35
چه قدر خوشگل نوشتید :) حس مادرانتون خیلی شیرین دوست داشتنیه ♥
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم. ♥
چهارشنبه 11 آذر 1394 ساعت 14:41
سلام مامان خوشکل :) خوبی عزیزم ؟ لیموترشمون حالش چطوره ؟ ان شالله که همیشه حالتون خوب باشه ...میگم هنوز لگد نزده ؟ :)))))
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام موژانی. خوبی تو؟ کجا بودی ؟
خوبه عزیزم... نه هنوز
پنج‌شنبه 12 آذر 1394 ساعت 01:27
بچه های تپل خوشگلن؟ نیستن... آخه من تنها عضو تپلی خونواده بودم... بند بند بود تمام وجودم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخی! منم تپلی بودم. خیلی هم تپلی بودما
خیلی خواستنین بنظرم
پنج‌شنبه 12 آذر 1394 ساعت 12:57
خطاب به نی نی اوچولوت نوشت:

حالا این مامان ورپریده ات هی تعریفت میکنه و ما هم هوس

بچه دار شدن میکنیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نی نی اوچولوی من خطاب به شما:

خب خودتون نی نی بیارید خاله جون
پنج‌شنبه 12 آذر 1394 ساعت 18:21
یادم نمیاد نظر گذاشتم یا نه :))
ولی مطمینم این پست رو خوندم...
فدااا کله گنده نمکیم بشم که قراره کپلم باااشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهل تا نظر تایید نشده ندارم. فکر کنم تو اوناس
یعنی حافظه ی قویت منو کشته ها مریم
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 01:14
آخی کله گنده نازی...منم تو اینترنت عکسارو نگا کردنی دیدم سر فسقلا اولش بزرگه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره سرشون خیلی بزرگه اولش . آدم جا می خوره
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 21:03
سلام توت عزیز
برای مطلب جدید نمیشه نظر گذاشت؟
عزیزم بدان وآگاه باش کلآ وظیفه خطیر حمل و نقل جوجه فسقلیها در دوران طفولیت به گردن مبارک آقایون گلابیه منزل میباشد،چه شکم داشته باشن چه خیر.تکبیر
توت جان،شما از نگار درد دلهای خانم متآهل خبر داری؟ وبلاگش رمزی شده،به منم داده ولی میزنم باز نمیشه! هیچ جور دیگه هم دسترسی ندارم،اگه شما خبری دارین میشه لطف کنید ازش بخواین مجددآ رمزو برام بذاره.پیشاپیش ممنونم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
نه منظورم چاق شدنش بود. بخصوص از ناحیه شکم
همون چندماه پیش که وبلاگش رو رمزی کرد. من رمز نداشتم. بعدش هم حذف شد وبلاگش انگار
جمعه 13 آذر 1394 ساعت 23:02
براپست بالاتر. یه جاخوندم نوشته بود،مردایی که وقتی زنشون حامله میشن،چاق میشن،این یعنی بچشون پسره. پس چون آقاتون چاق شده نینی پسرهحالا ربطشون به هم چیه خودمم نفهمیدم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جل الخالق! چه چیزا
شنبه 14 آذر 1394 ساعت 17:17
هفته 27 عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلیم نمونده پس تا اومدنش... ای جانم
چهارشنبه 18 آذر 1394 ساعت 17:22
سلااام شکم همسر منم تپه شده
چقد قلم نوشته هات قشنگه عزیزم
به وب حقیرانه ی ما هم سری بزن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شمام بارداری؟
اختیار داری... در اولین فرصت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد