X
تبلیغات
رایتل

ده دقیقه ای که لپ گلی چرت می زند

سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ساعت 16:59
زندگی کمی به روال عادی برگشته. ما تقریبا به حضور فسقل خانمان توی خانه عادت کرده ایم. دیگراز نق های شبانه اش دستپاچه نمی شویم.حالا می دانیم که هر کدام از بی قراری هایش مرتبط با چیست. گریه ی گرسنگی با دل درد و نق هایی که از سره سر رفتن حوصله بلند می شود هرکدام با آن دیگری متفاوت است. یعنی فهمیده ایم که پسر کوچولو چطوری صحبت می کند.
می توانم به جرات بگویم یکی از خوشایندترین احساساتی که می توانستم تجربه کنم،دیدن لبخندهایش است. وقتی می خندد توی تمام تنم حس های خوب پراکنده میشود. دلم از شادی می ریزد.چندروز پیش ها از مامان پرسیدم:یعنی شما همین اندازه که من پسرک را دوست دارم،دوستم داشتی؟ یعتنی همه همین طوری اند؟ مامان گفت: "یادته وقتی اذیتم می کردی می گفتم بذار مادر شی اونوقت می فهمی من چی میگم؟".
 راست می گفت. آن زمان ها درک حرفش برایم سخت بود این چندوقت که با تمام وجود احساساتش را لمس کرده ام اما،بیشتر از قبل دوستش دارم.فهمیده ام که مادر بودن چه اندازه سخت است.چقدر دل می خواهد که تکه ای از وجودت جدا از خودت نفس بکشد. چقدر نگرانی های عجیب در پی دارد....

آرزو می کنم همه ی آن هایی که می خواهند فرشته کوچولویی توی زندگیشان باشد به خواسته دلشان برسند.
نظرات (16)
سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ساعت 17:40
چقدر زیبا تونستی حست رابیان کنی
الهی سالم و شاد باشین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ساعت 18:53
تووووت..
چقد دلم واست تنگ شده بود.همین امروز به فکرت بودم..خوشی های مادرانت بیشمار باشه انشالا..
پسرکمو بچلون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزی تو ماهی
سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ساعت 19:39
Man o nini sharayetemon sakht shode
Doamon kon
امتیاز: 1 0
پاسخ:
گه گدار نوشته هات رو می خونم
خیلی واسه سلامتی مسافر کوچولوت و خودت دعا می کنم
سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ساعت 19:58
الهیییی چه قشنگ.
منم اصلا نمیتونم تصور کنم این حالت هارو،نمیشد خدا قبلش این حس رو میذاشت تا تجربه کنیم و راحتتر به فکر نینی بیفتیم خب
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب پس چرا قول عروس بهم دادی
چهارشنبه 27 مرداد 1395 ساعت 11:20
ای جونم خدا حفظش کنه کوچولوی نازو واستون
واقعا مادر شدن یه دنیای دیگه است
برای دعای قشنگ آخرت هم از ته دلم میگم الهی آمین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
آره سپیده واقعا هم همینطوره
آمین
چهارشنبه 27 مرداد 1395 ساعت 13:35
ای جووونم عزیزم توت عزیزم چقدر دلم تنگ شده بوود برات .. عزیز دلممم برای پسرک کلی بووووس سعی کن زود زود بیای
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سعی می کنم اما نمیدونم چرا نمیشه
پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 ساعت 09:31
سلام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام شکیبا خانم جان
پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 ساعت 09:41
واقعا خیلی سخته که یه تیکه از قلبت بکنی و بزاری راه خودشو بره... چند وقت قبل که بی بی کوالا رو محکم بغل کرده بودم و بهم چسبیده بودیم یه لحظه فکر کردم وقتی تو شکمم بود چقدر خیالم راحت تر بود. اینکه میتونستم ازش بیشتر مواظبت کنم.... ایشالا همیشه این فرشته های کوچک پاک و معصوم،سلامت و در پناه خداوند باشند. الهی امین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره وقتی اون تو بودن راحت تر بود واقعا
من از حالا نگران تنها جایی رفتنشم
جمعه 29 مرداد 1395 ساعت 14:03
خدا همتون رو سلامت کنار هم حفظ کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از دعای مهربونت
جمعه 29 مرداد 1395 ساعت 19:41
ای جااااانم..چه حس و حال قشنگی داری مامان خانوم
.
.
.
ببوسش قند عسلو از طرف من
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره روزهای خوبیه خداروشکر
شنبه 30 مرداد 1395 ساعت 09:15
فسقلیه دوست داشتنی
تکه ای وجودت رو خیلی جالب نوشتی
ان شاالله خدا به همه فرزندان صحیح و سالم بده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشالا
یکشنبه 31 مرداد 1395 ساعت 15:59
آمین
همیشه شاد.
سایه تون بر سر پسرتون مستدام ان شالله
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ممنونم
دوشنبه 1 شهریور 1395 ساعت 10:16
لپ گلی دار شدن قبلش آمادگی نمیخاد؟ من حتی نمیتونم خودمو مادر تصور کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمادگی می خواد
اما من با وجود نداشتن آمادگی هیچوقت از حسی که الان دارم و اتفاق خوبی که افتاد ناراضی نیستم
شاید اگر به انتخاب خودم بود سال های زیاده دیگه ای از عمرم رو بدون لپ گلیمون میگذروندیم
خوشحالم که پیش اومد
مادرش شدن بیشتر حس شیرینیه تا هراس آور
هر ازگاهی خودتون رو مادر تصور کنید
زیباست
شنبه 6 شهریور 1395 ساعت 13:42
سلام
حستون رو درک میکنم.
واقعا هم فقط باید مادر باشی تا این چیزا رو بفهمی.
شیرینیش گوارای وجودتون باشه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. ممنون
یکشنبه 7 شهریور 1395 ساعت 12:58
ای جانم دیگه :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربون شما دیگه ^_^
دوشنبه 8 شهریور 1395 ساعت 09:53
خدا برات نگهش داره و تن شما هم سلامت باشه یه عمر سایه بالا سرش باشید . من عاشق مادر شدنم . اما متاسفانه هنوز مجردم . اتفاقا همین دیشب خواب دیدم که مادر شدم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امیدوارم خیلی زود تجربش کنی نگار جان
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد