خب! کوچولوی کله گنده ی من...حالا چندروزی است که من و تو وارد دوازده هفتگی شده ایم. من به عنوان میزبان.تو در جایگاه مهمان.هرروز پیگیر مراحل رشدت هستم.از تشبیه ات به دانه ی سیب شروع کردیم و به تمشک و خرما و انجیر رسیدیم. حالا هم که اندازه ی لیمو ترش شده ای.خواستم تصورت کنم اما لیمو ترش نداشتیم.غصه ام شد.بابایی رفت لیمو عمانی چروکیده ای از کابینت برداشت و داد دستم. سعی کردم تروتازه ببینمش. به اندازه ی پنج سانتی انت تجسمش کردم. تقریبا فهمیدم که حالا چقدری شده ای.
چندروز پیش ها که رفته بودم جواب آزمایشم را به دکتر نشان بدم.ازش خواهش کردم که سونو هم انجام بدهد.گفت خانم فلانی الآن وقت سونونیست.نمیشه.گفتم خواهش می کنم و مجبورش کردم.
سیاه سفیدهای روی دستگاه ظاهر شد. این بار مثل بار قبل نبود که معلوم نباشی و من متوجه نشوم اعضای بدنت کدام یکیست؟. و یک هلال کوچک باشی آن گوشه موشه ها. حالا واقعا شبیه نی نی بودی.بیشترت کله گنده ای بود که دست و پای کوچکی هم داشت. چسبیده بودی به یک گوشه و دست های کوچولویت را دوطرف صورتت نگه داشته بودی.برعکس خوابیده بودی.
حیف که بابایی نبود تا با هم ذوق کنیم.دکتر گفت که خداروشکر صحیح و سالمی.پرسیدم بنظرتون کله اش زیادی گنده نیست؟. خندید.گفتم خودم می دانم که درست می شود.اما نمی دانم چرا تازگی ها چیزهایی که جوابش را از قبل می دانم باز می پرسم.در مورد نی نی اینطوری ام.گفت نگران نباش مشکلی نیست.
شبش که عکست را نشان بابایی دادم سوال های خودم را از خودم پرسید.توت بنظرت کله اش گنده نیست؟ توت بنظرت الآن برعکس خوابیده سرگیجه نمی گیره؟.همه ی اینها را با خنده می پرسید.گفتم اتفاقامن هم همین ها به ذهنم رسیده بود. جز به جز مکالمه ام با دکتر را پرسید.وقتی فهمید وزن اضافه نکرده ام کلی دعوام کرد.رفتیم فروشگاه.انتخاب را گذاشتیم با تو.هرچیزی که تو خواستی را توی چرخ گذاشتیم.من قول دادم که بیشتر بخورم تا تپلی باشی. بابایی می گوید تو باید تپلی باشی. از این تپلی هایی که دست هایشان چاک چاک می افتد و لپ هایشان آویزان است.می گوید شکمت باید به دست بیاید.گفتم درخواست دیگه ای ندارید؟
شب موقع خوابیدن تپلی تصورت کردم. لپ های گوشتی ات را گاز گازی کردم. روی شکم کوچولویت فوت کردم و تو خندیدی. تصویر دهان بی دندانت حس خوبی را توی تمام تنم پراکند و من گلوله ای شدم لبریز از خوشحالی . کله ات اما هنوز تحت تاثیر عکسی بود که از سونو دیده بودم. کله گنده ی من...
وای عزیزم... دلم قنج رفت برای این تصورات شیرینت از نی نی توت فرنگی خوشکل
قربونت برم
ای جونم عزیزم دلم ضعف رفت برا کوچولت امیدوارم بچه سالم و خوشگل و تپلی و پر روزی باشه.

منم دلم یه دختر بچه خیلی خوشگل و تپلی میخواد که موهاشو با گل سر خوشگل ببندی و پیراهن کوتاه بپوشه و پوشکش بزنه بیرون وای دلم ضعف رفت پسرم زن نمیگیره که منو به آرزوم برسونه
ممنون
نگران نباشید. دلش گیر کنه می گیره
واای توت..چقدر قشنگ توضیح دادی..انگار نه انگار که منم حس های تورو تجربه کردم..من عاشق اون چلمبه کله گنده هستم با اون مامان مهربونش!!
منم عاشق تو هستم با اون بره ات
قربون اون کله گنده ات برم من جوجه کوچولو
شیرینه تصورش خودش که بیاد قورتش میدی
حالا تا بیاد با تصوراتش خوشیم دیگه
ای جووونم کوچولو
ان شالا هر دوتون صحیح و سالم باشین
قربون شما
انقدر که من منتظر این نی نی ام، کسی منتظرش نیست :دی
کی این نی نی به دنیا میاااااااااااااااااااااااااااااااااااد
شما که توتی، باباش گلابی، نی نی تون چی قراره بشه؟
ای جان
نمیدونم شما چی فکر می کنی؟
راستی من چندبار اومدم وبت اما نظرا بسته بود.
ای جااان ای جااان کله گنده ی منو ببینین....
ای خدا بگم چیکارت نکنه خاله دلم آب شد واسه عدسم خب...
من تا این لیمو ترش بشه قد لیمو شیرین هزار بار مردم و زنده شدم...
هه هه زرنگی خانوم فک کردی فقط خودت و عمو گلابی با عدسکم حال میکنین؟
خبر نداری من هر شب هی بهش فکر میکنم و براش قران میخونم و انگشتای فنچی ش رو هی بوس میکنم...
توی نافشو فوت میکنم و صداهای اونجورکی از توش در میاد و من و عدسکم با هم ذوق میکنیم و میخندیم....
ای خدا ای خدا....
هر چی عدسکم میخواد بخور خب...چیه فک کردی الان من مثه عمو گلابیه بیچارم نگرانتم؟نخیر خانوم من با شما کاری ندارم...
من نگران عدسکمم :)))
قربونش برم من با اون کله ش...
با شما نیستم خانوم...روتو اونور کن...با عدس خودمم...
نمی خوام اصن تو اول نظراتت رو باز کن
یعنی چی خب
ای جان
چه عاشقانه مادرانه ای نوشتی. قربونش برم فسقلی رو. :*******
بذار فسقلیت بیاد ... چه عاشقانه هایی که بنویسی دلارام (:
اون پاراگراف آخرت.. خیلییییی خوب بود! دل ما هم حتی قیلی ویلی رفت!
ای جونم
چه تصورات شیرینی ...
مواظب باشین اضافه وزن نگیره لیمو ترشِ کله گنده
چشم
نی نی کله فندقی
مراقب خودت باش مامان توت خانوم
کله فندقی من
چشم
انشالله که تا آخرش همه چیز خوب پیش میره و لذت این دوران رو ببری که واقعا ناب ترین لحظات عمر آدمه،،،،مخصوصا وقتی به تکون خوردنش توی شکمت برسی،عشق دنیا رو میکنی
ممنون. ترس دارم واسه تکون خوردنش راستش
کله گنده ی مننننننننننننننننن!
اخخخخ عزیزم... چقدر شیرین مینویسی و چقدر زیبا حستو توصیف میکنی... عاشق خودتم و جیگر خوردنیت :)^_^
خودت با حس های خوب می خونی
عزیزم خدا حفظش کنه و ان شاالله سالم و کامل پا به دنیا میذاره
خیلی خیلی مواظب خودت باش و بخودت برس عزیزدلم
مرسی رویا خانمی
شمام مواظب خودت و آقای دکتر باش عروس خانم
ای جانم !
توت فرنگی شبیه تو بود یا باباش؟
سلام بر تو ای دخترک
اومم... نمی دونم آخه سرش بین دوتا دستاش بود.... عکسش رو می ذارم حالا خودتون قضاوت کنید
ای جووون من ای عزیزممم من ..... آخی خداااااااااااا چی بشه آخه نی نی شمااااا خانم توتی جووونم .... دلم نی نی خواست که شکمشو فوووت کنم
خب نی نی بیار دیگه
الان قشنگ معلومه دارم همه رو به راه خودمون هدایت می کنم یا ببشتر تبلیغ کنم؟
ای وااااای. عزیزممممم خب پس سه ماه اولو تقریبا تموم کردی به سلامتی،،، وای توت اره اولش شبیه موجودات فضایی هستن ولی بعدش قشنگ ادم کوچولو میشن و باید فقط قربونشووووون رفت ای وای عزیزم کلی ذوق اون دست و پای کپلو کردم ایشالا سلامت باشن، منم دیشب رفتم چکاپ ماهانه و صدای قلبشو گوش دادیم، دوهفته دیگه هم سونو دارم ببینم تا اون موقع چقدری شده ،هووووووم... خدارو شکررررررر
آره جدا" شبیه آدم فضاییان
چند هفته هستی ویو؟
وووووووووووویی خداااا
یاد کله ی گنده داره / چشم قلمبه داره/ اما سواد نداره افتادم
ناز بشی تو توت جانم..
بیخود درخواست سونو نکن اما عزیزم..
میدونی که امواج سونو آسیب رسان هستند و نادونه ات اذیت میشه؟ جز مواقع ضروری که دکترت صلاح میبینه نرو اصلا.
هاهاها... خودمم یادش افتادم
چشم چشم.... این یه بار آخه خیلی ذوق داشتم
مبارکه!
ما این نزدیکیا یک نی نی داریم که امروز مامانش گفت اندازه کره 50گرمی شده قد و وزنش
انشالله بچه توت فرنگی کله گنده شما سلامت باشه و زیر سایه پدر و مادرش سیراب شه
ای جونم کره!.... ممنونم عزیزم
سلام توت جان
ای جونم . کله گنده . راستی هنوز این کوچولو اسم نداره . دخترونه و پسرونه . حتما یه اسفند دود کن و صدقه بذار کنار
سلام گلم
نمیدونم چرا هیچ اسمی به ذهنم نمیرسه
از من که واسه همه چی اسم می ذارم بعیده ..
خخخ،آره کله هاشون خیلی گنده میشه،اماقشنگن. میگم،نمیشه از این لپ آویزونا نباشه،ازاینایی باشه که لپاش ازبغل صورتش بزنه بیرون. الهی تصورش کردم قند تو دلم آب شد. هنوز معلوم نیس جنسیتش چیه.
آخی! چرا از اونام میشه باشه. نه نیلو
سلام، تازه با وبلاگتون آشنا شدم ،منم هفته ١٣ هستم . امیدوارم روزهای آتی رو به راحتی بگذرونیم
سلام عزیزم. ای جانم! انشالا به سلامتی طی کنید بارداریتون رو و یه کوچولوی سالم هدیه بگیرید از خدا
بازم بهم سر بزنید! نی نی هامون هم سنن این هیجانیه
نینیِ لیموییِ کله گنده
کله گنده دارم
چشم قلمبه دارم
من دوازده هفتگی ِ شوما رو قربون مامانی جانم
پس کی میاااااااااااااد دوس دارم زود تر ببینمش
فکر کنم خیلی مونده آیدایی
ای جونم فدای اون کله گنده ی ناز و مامانی مهربونش بشم من



اول از همه قلب بعد سر بچه شکل میگیره خانومی بعد کم کم اعضای بدن تشکیل میشه ، به قول خانوم دکتر خوبه خودش درست میشه ، ان شالله نی نی تپلی به دنیا بیاد و یه دنیا شادی با خودش بیاره
مواظب خودت و لیموی ترش که نه شیرین ما باش
ممنونم
شمام مواظب خودتون باشید مهربون مامان
ای جاااااان....

من فکر کنم خنگ ترین مامان دنیام!چون تا آخرین سونوگرافی،هرچی دکتر میخواست بچه رو بهم نشون بده،هرجوری نگاه میکردم،نمیتونستم تشخیصش بدم که کدوم سرشه کدوم پاشه....
فدای این کله گنده توپواو..
جدی مهناز؟
معلومه که چجوری متوجه نمیشدی آخه
تصورات زیبای مادرانه
(:
وای عزیزم...چه قشنگ تصورش کردی
خوبی هیما؟
قربون کله گنده بشم جوجووووو ی من
خدا نکنه مرغ خانمی من
وااااای بهش بگو زود باشه دیگه،زودی بیاد،من دلم نی نی گوگولی میخواد((((:
وااااای توت خانوم من از تصور اومدنش دلم گیلی ویلی میره برا این تربچه(((:
دست خودشه آخه
واقعا؟
ای جان... خودمم همینطور
عزیییییییییییییییییزم.......
........
فداااا کله گندم بشم آخهه
خدا نکنه مریمی
چه قدر خوشگل نوشتید :) حس مادرانتون خیلی شیرین دوست داشتنیه ♥
ممنونم. ♥
سلام مامان خوشکل :) خوبی عزیزم ؟ لیموترشمون حالش چطوره ؟ ان شالله که همیشه حالتون خوب باشه ...میگم هنوز لگد نزده ؟ :)))))
سلام موژانی. خوبی تو؟ کجا بودی ؟
خوبه عزیزم... نه هنوز
بچه های تپل خوشگلن؟ نیستن... آخه من تنها عضو تپلی خونواده بودم... بند بند بود تمام وجودم!
آخی! منم تپلی بودم. خیلی هم تپلی بودما
خیلی خواستنین بنظرم
خطاب به نی نی اوچولوت نوشت:

حالا این مامان ورپریده ات هی تعریفت میکنه و ما هم هوس
بچه دار شدن میکنیم
نی نی اوچولوی من خطاب به شما:
خب خودتون نی نی بیارید خاله جون
یادم نمیاد نظر گذاشتم یا نه :))
ولی مطمینم این پست رو خوندم...
فدااا کله گنده نمکیم بشم که قراره کپلم باااشه
چهل تا نظر تایید نشده ندارم. فکر کنم تو اوناس
یعنی حافظه ی قویت منو کشته ها مریم
آخی کله گنده نازی...منم تو اینترنت عکسارو نگا کردنی دیدم سر فسقلا اولش بزرگه
آره سرشون خیلی بزرگه اولش . آدم جا می خوره
سلام توت عزیز
برای مطلب جدید نمیشه نظر گذاشت؟
عزیزم بدان وآگاه باش کلآ وظیفه خطیر حمل و نقل جوجه فسقلیها در دوران طفولیت به گردن مبارک آقایون گلابیه منزل میباشد،چه شکم داشته باشن چه خیر.تکبیر
توت جان،شما از نگار درد دلهای خانم متآهل خبر داری؟ وبلاگش رمزی شده،به منم داده ولی میزنم باز نمیشه! هیچ جور دیگه هم دسترسی ندارم،اگه شما خبری دارین میشه لطف کنید ازش بخواین مجددآ رمزو برام بذاره.پیشاپیش ممنونم
سلام عزیزم
نه منظورم چاق شدنش بود. بخصوص از ناحیه شکم
همون چندماه پیش که وبلاگش رو رمزی کرد. من رمز نداشتم. بعدش هم حذف شد وبلاگش انگار
براپست بالاتر. یه جاخوندم نوشته بود،مردایی که وقتی زنشون حامله میشن،چاق میشن،این یعنی بچشون پسره. پس چون آقاتون چاق شده نینی پسره
حالا ربطشون به هم چیه خودمم نفهمیدم.
جل الخالق! چه چیزا
هفته 27 عزیزم
خیلیم نمونده پس تا اومدنش... ای جانم
سلااام شکم همسر منم تپه شده

چقد قلم نوشته هات قشنگه عزیزم
به وب حقیرانه ی ما هم سری بزن
شمام بارداری؟
اختیار داری... در اولین فرصت