X
تبلیغات
رایتل

یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 12:02
کسی بیدار شد در من...
همان که به اندازه ی قرن ها  خفته بود....

این منم! 
غرق در ظلمت روزگار نابسامانم...

خدایا! برهانم... به سامان برسانم!
نظرات (65)
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 12:03
خوبی خانم؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه...
تو خوبی عزیزم؟
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 12:11
چرا نه؟ کاری از دست ما برمیاد خانم؟
من بهترم. در جهت ایجاد نی نی هستیم فعلا:) و دریافت کار جدید و جا افتادن تو کار جدید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوب میشه همه چی خدا بزرگه

یک بار خوندمت تو این چندروز و خیلی واست خوشحال شدم. واسه نی نی دعا کردم.
مرسی که هستی
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 12:25
سلام
چی شدی دختر
خدای نکرده اتفاقی افتاده؟
بلا ازتون دور باشه
یهو رفتی
بی خبر
کلی دلواپسمون کردی
بچه ها هم که هی میگن برای مامان توت دعا کنید
خب معلومه نمیخوای ما بدونیم ولی امیدوارم خبر بدی نباشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببخشید
من انگار همه رو نگران کردم.
زندگیم داغون شد توی چندروز... حال روحیم بهم ریخته یکم باید بگذره تا به خودم بیام
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 12:31
ایشالا زودتر همه چی خوب خوب بشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونتم دلارام
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 12:39
توت...دعای تو مشتجاب میشه الان.تو یه مادری! قوی باش و دعا کن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ماهی.... عزیزم!
خیلی خسته ام... خیلی.... بدترین روزهای زندگیمو پشت سر گذاشتم
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 13:00
توتی عزیزمممممممممم کجایی چرا خوب نیستی .. وای توتی اینقدر دلم برات تنگ میشه وقتی نیستی وقتی میام اینجارو باز میکنم و هی میبینم میگه رمز میخواد .. لینک کانال هم باز نمیشد ... اینستایی چیزی نداری بدی ؟ حداقل اونطوری ازت با خبر باشم عزیزممم چیکار کنم برات که حالت خوب بشه مامان خانومی جوووون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
می دونی... من تو شوکم

ببخشید انقدر حواسم پرته اصن متوجه نشدم سوالت رو
من اینستا دارم اما استفاده زیادی نمی کنم ازش... یعنی نه عکس دارم نه هیچی...
s.n953 آیدیم هس
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 13:15
عزیزم .. سخته .... دعا کن خانومی جااانم قوی باش .. توتی پسرک آرامش میخواد .. دعا کن ... منم برات دعا میکنم عزیزمممم ایشالا که همه چیز عالی باشه صدقه بده ... عزیزمی ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من دلم برای پسرک می سوزه...
خیلی اذیت شده. خیلی
چندروزه آرامشو ازش گرفتم. این ناراحتم می کنه
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 13:46
پس دیگه ناراحت نباش ... توکل کن عزیزمممم ... آرامشو برگردون بهش ... عزیز دلی توتی جانکمممم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سعیم رو می کنم عزیزم
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 14:06
عزیزم
مامان توتی خدا رو شکر کنم
مهم اینه سه تاییتون کنار هم باشین
گاهی اوقات از بدی های روزگار می نالیم ولی در حقیقت چیزای بهتری کنارمونه که ازش غافلیم مث چیزی که خودت گفتی
عزیزم مواظب خودت و گلابی بزرگ و فسقل گلابی باش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خداروشکر که همو داریم!
چشم
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 14:07
سلام توت جونم...
امیدوارم در روز هایی که در پیش داری کلی خبر خوب و خوشحال کننده و پر از انرژی مثبت بهت برسه....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی گلم
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 14:24
تو مادری
آروم باش
ما فقط از دستمون دعا برمیاد
اما تو الان خودت از همه به خدا نزدیکتری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آرومم دیگه(:
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 14:51
خداروشکر که حال همسرت بهتره خانمی.
تو الان باید مواظب خودت و نی نی خان باشی.
میدونی چقدر استرس و تنش برای نی نی بده.
میدونم خیلی سخته ولی به خاطر پسرتم که شده باید اروم باشی، همه چیز رو به خدا بسپر، مطمئن باش که همه چیز به خوبی پیش میره.

مواظب خودت باش توتی
خیلی خیلی مواظب خودت و گل پسری باش.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون پریا... چشم
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 14:58
سلام. فک میکردم تغییراته هورمونیته که حسش نیست بیای. خوبه حالش؟ان شاالله اوضاعتون خوب بشه. خیلی ناراحت شدم .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببخش ناراحت شدی نیلو
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 15:31
سلام توتم.خیلی خوشحالم از برگشتت:)
برات خیلی خیلی دعا میکنم.انشالا انشالا تمام مشکلاتت حل میشه:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
(:
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 15:44
توت عزیز انشالله خدا به یمن وجود فرشته کوچولوی زندگیتون بهتون کمک کنه این روزها رو بگذرونی و همه چیز ختم به خیر بشه.
خدا الرحم الراحمین هست
مهربانیش به ما از مادرمون هم بیشتره و تو الان مادری و میتونی خوب درک کنی پس خدا چقدر ما رو دوست داره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم....
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 16:59
وای توت من اینقدر نگرانت شده بودم.امیدوارم که اتفاق بدی نیافتاده باشه.خوبی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوبم (:
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 18:36
پست بالاتو خوندم.اخ توت عزیزم.چقدر تو استرس بودی تو.با این وضعیتت بیشتر مراقب خودت باش.امیدوارم هر چه زودتر همه ی حس های بدت ازبین بره.خیلی مراقب خودتون دوتایی باش.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 18:59
چی شده عزیزم ؟! بمیرم الهی اصلا خبر نداشتم چی شده چی بهت گذشته این مدت ؟! وای توت عزیزم شرمنده تم بخدا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دشمنت شرمنده! شرمنده واسه چی آخه موژانی...
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 20:02
توت عزیزم.....انشالا که خدا زودتر روزای بدو از زندگیت برداره....خدا رو شکر بخیر گذشته...توت مواظب خودتو پسر کوچولومون باش...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شمام مواظب خودتون باش.... حالت بهتر شده غزاله؟
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 20:30
سلام
خیلی وقته میخونمت ...
ولی فکر کنم تا حالا یا برات ننوشتم یا نهایتا یکی دو بار نوشتم
خیلی نگران شدم که یه دفعه رفته بودی
از وبلاگ نل و ماهی خبر دار شدم رفتی تو غار تنهایی
برای خوب شدن حالت دعا کردم
خوشحالم که برگشتی
عزیزم دعا میکنم همه چیز درست بشه
و ایمان دارم که میشه
خدا خیلی مهربونه
خیلی ...

خیلی بیشتر از اونی که تو تصورات ما بگنجه
میسپرمت دست مهربونی خدا
توکل به خودش
ایشالا همه چیز خیلی زود خیلی خوب بشه برات
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنونم ممنونم... بازم ممنونم
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 23:29
من بیشتر نگرانت شدم:( به نی نی فکر کن ، استرس براش بده !! زندگی همه به فاک !!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نگران نباش عزیزم خوبیم ما
یکشنبه 18 بهمن 1394 ساعت 23:36
توکل کن به خدا توت خانوم. خدایی که اون نی نی رو گذاشته توی وجودت حواسش به همه جای زندگیش هست، همینطور مامان و بابای اون کوچولو. اوضاع درست میشه توت خانوم. توکل به خدا.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خودمم داشتم فکر می کردم شاید اگه اون نبود اتفاقای بدتری پیش می اومد... شاید بخاطر اون خدا بهمون لطف کرده باشه!
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 01:09
خدایا اوضاع زندگی توت رو روبه راه کن....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای تو بشم
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 02:31
عزیز دلمممم نگرانت بودم و بهت دسترسی نداشتم، نمیدونستم چطور پیدات کنم، الان که از خواب ، اشفته بیدار شدم گفتم بزار برای بار چند دهم رو لینکش کلیک کنم و باز شد وبت...
عزیزم خدارو شکر که بخیر گذشته ، خیلی تلخ و استرس اور بوده شرایطت متوجه هستم، متاسفانه منم شرایط بدی رو تو بارداریم تجربه کردم و پسری خیلی اذیت شد، ولی اینها هیچکدوم نباید خوشی ترو از داشتن معجزه ی درونت خراب کنه، مطمعنم بخاطر اون خیلی بهتر میتونی با مشکلات کنار بیایی.... راستی پس تکون خورد.... حست چی بود اولین بار؟ به قدرت خدا ایمان اوردی... بغض کردی؟ بیشتر عاشقش پسرت شدی؟... مواظب خودت باش عزیزم...این روزها هم میگذره...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای خدا! ببخش منو مامانی که تو و پسرکت رو انقدر ناراحت کردم
وای! شوک شدم از تکونش... وقت کنم می نویسمش
عاشق ترم کرد!
مواظب خودت باش عزیز دلم چندروز دیگه میاد بیرون اون مسافر کوچولوی اسم قشنگتون
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 07:14
توت عزیزم ،من واقعا نفهمیدم چه اتفاقی افتاده اما برات صبر ارزو میکنم ، وامیدوارم اونکس درجه یکت نبوده باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزم....
همسرم بود! اما به خیر گذشت
ببخش نگران شدید
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 08:50
توت فقط میتونم بگم نگرانتم خیلی مواظب خودت باش... الان همسر چطوره؟ فکرشو نکن خوب... درست میشه گاهی خدا شوخیش میگیره میخواد سخت امتحانت کنه... صبور باش... خوشیا زود میرسه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الان که دیگه خوبه...
یه ماچ بده ببینم لپوی من
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 09:04
توتی چی شده؟ واقعا نگران شدم وقتی بسته بود اینجا
کی تصادف کرده؟
نگرانتم عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دیگه گذشت آیدایی....
همسرم تصادف کرده بود
خوبم من... تو خوبی؟
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 09:05
ناشکری نکن عزیز....برا مال دنیا غصه نخور ،خدا قسم یاد کرده روزی بنده هاشو میرسونه، شک نکن میخواد بهترش و بهت بده که اونو گرفته.
انشاالله همسرت چیزیش نباشه و خوب بشه
به فکر اون آقا که تو دلته باش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بخدا واسه مال دنیا نیست آوا
همه چی گره خورد
ممنونم عزیزم... چشم
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 09:12
سلام توت خوبی . بلا به دور . بد نباشید . امیدوارم که زود همه چی درست بشه . آنروز که اومدم و دیدم وبت رو رمزگذاری کردی خیلی ناراحت شدم نگران شدم که چه اتفاق مهمی افتاده که در این خونه رو بی خبر بستی و رفتی . خدا را شکر که برگشتی خدا را شکر که حالتون خوبه . حرص نخور مثل همیشه شاد و امیدوار باش یادت نره توت خوشمزه بخند ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
می خندم نگار جان.... توام بخند ولی (:
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 09:22
توت عزیزم ایشالا بزودی مشکلاتت حل بشه و زنده ګیت روال عادی بګیره فقط ازت میخام که مواظب خودت و پسرک باش. موفق باشین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم... ممنون عزیزم
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 11:21
سلام
خیلی ناراحت شدم بعضی وقتا از زمین و اسمون برای ادم میباره ما هم تجربه کردیم اما حل میشه همه چی درست میشه صبور باش و مراقب کوچولوی نازت استرس اصلا براش خوب نیست
باور کن همه چی درست میشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام شکیبا خانم جان
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 14:00
عزیزمممم .. توت ... مادری ...
این روزآ هم میگذره .. روزآی ِ سخت موندنی نیست ...
ان شالله همه چی به لطف خدا درست شه، و زندگی تون رو روال عادی بیفته. توکل به خدا ...
:*
امتیاز: 0 0
پاسخ:
و چقدر خوبه که موندنی نیست اگرنه دق می کردیم
ممنونم رها... مواظب خودت و گل پسر باش
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 15:04
توت عزیزم ایشالا که هرچه زودتر مسائل حل بشه و روزگار بر وفق مرادت بشه عزیزدلم...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همه خوب باشن انشالا
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 15:57
سلام توتی.بهتری؟
همه اش خدا خدا میکردم این بسته شدن وبلاگت دلیل بدی نداشته باشه!
الان که خوندمت،خیلی ناراحت شدم.بازم خداروشکر که سالمید.
برای منم زیاد پیش اومده که یه جاهایی فکر کردم این دیگه،آخرشه!اونوقت بعدش بلافاصله بلایی سرم اومده که بفهمم،نه!بدتر از اینم میشه!!!
ایشالله که دیگه بد نبینی و اتفاقای خوب براتون بیفته.
مواظب همدیگه و توت کوچولو باشید عزیزم.میبوسمت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهناز جان
ممنونم
عمه شدنت هم مبارکه عمه خانم
سه‌شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 01:41
سلام توت بانو
خوبی؟ بهتری؟
توکل کن مامان خانم... همه چیُ بسپار دست خدا... خدا خودش مواظبه همه چیه شک نکن
پسرکت مامان توت آروم میخوادااااااااااا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
خوبیم خدارو شکر... گذشت دیگه
سه‌شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 02:16
کجااااااااایی؟چرا اینجا رو بسته بودی رمز داشت اصلا بهت هیچ جوره دسترسی نداشتیم توت بانو جان.
حالت انشالله بهتر شده باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
(:
سه‌شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 08:35
هوای مشهد برفیه امروز.نمیدونم چرا اینقدر دلم میخاد برات دعا کنم ک دیگه نگران نباشی.و انشالله توی زمستون بعدی با همسر عزیزت و نی نی دوست داشتنیت برین کلی برف بازی فارغ از هرگونه مشکلات.(خب اونجوری نخند.نی نی رو گرم میپوشونین دیگه^_^)
همش بخندین و سالم باشین:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چقد خوبی آخه تو!
سه‌شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 19:03
توت عزیزززز؟ بهتری الان؟ ما برات دعا میکنیم که همه چیز ب حالت اول برگرده :) و حالت دوباره خوب خوب بشه:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عسل
بخدا کامنت هارو می خونم شرمنده میشم که دوستامو ناراحت کردم
ممنون که به یادم بودی
سه‌شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 22:17
توت چی شد چرا رمز دار بود وبلاگ من واقعا هی میگفتم چی شدع؟الان خوبی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
(:
سه‌شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 22:18
میشه رمز بدی بخونم؟؟؟؟هرچی هست حل میشه میگذره توت جان توکل بر خدا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزم رمز چهارتا یک هست
چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت 00:00
سلام توت جان... از ماهی خبر نداری...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
یکم ذهنش آروم شه باز می کنه وبش رو
چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت 02:32
انشالله دل و ذهن و فکر تو تمیز بشه مثلِ هوای تهران بعد از بارش برف و بارون
نه که جسارت باشه توتی، به لحاظِ آرامش میگم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشالا
می دونم عزیزم تو گلی ....
چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت 14:13
پس این کامنتای من کوووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟/
نفس کـــــــــــــــــــــــــش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببخشید دخدرم
چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت 20:41
انلاین بودم نظرت رو خوندم.نگران شدم توت عزیزم.من با پستم ناراحتت کردم.ببخشید.الان خوبی؟مراقب پسر کوچولوی شکمو باش.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ناراحت نشدم مهدیا... راحت باش تو نوشتن
خوبم من... تو چطوری؟
چشم
چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت 21:16
تموم انرژی مثبت هامو امروووووووز روانه تو کردم انیدوارم آروم تر شده باشی حرف دیگه ای نیست بگم امیدوارم درست شا؟نمیگم فقط دعا میکنم اروم شی و دوباره بسازید باهم شکست مالی برای همه زندگی ها هستتتت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از این اندازه لطفت پیچک... با وجود گرفتاری های خودت....
پنج‌شنبه 22 بهمن 1394 ساعت 21:09
شیکموییش ب من رفته:))) چیا دوست داره حالا ؟؟؟
بهتری توت ؟ اوضاعت بهتره ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همه چی دوست داره... به باباشم رفته اونم شکموعه
خوبم عزیزم
پنج‌شنبه 22 بهمن 1394 ساعت 22:35
پرواز کن آن گونه که می خواهی وگرنه پروازت می دهند
آن گونه که می خواهند...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
(:
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 03:42
آقا من اومدم اینجا شدیدا ازت انتقاد بکنم به پسرت بگو گوشاشو بگیره تو روحیه اش تاثیر منفی نذاره..
میدونی من چند وقته ازت خبر ندارم؟؟
یه کاری داشتم هی میخواستم بیام کامنت بذارم هی میدیدم وب رمز داره..
اصلا چه معنی میده من رمز نداشته باشم هاااان ؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هیچ کس رمز نداشت بخدا. چیزی نمی نوشتم آخه
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 03:46
الان از تو کامنتها رمز پست رو دیدم و رفتم خوندمش دیگه دلم نمیاد دعوات کنم :((
متوجه شدم جریان رو...
فدات بشم .. برای آرامش دلت و باز شدن گره ها دعا میکنم عزیز دلم..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی زینب جان من
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 05:21
توت جانم ،کامنتامو تایید نمیکنی که،از طرفیم این رفتار به شخصیت تو و بلاگت نمیاد، دلم خیلی شورت رو میزنه،امیدوارم فقط هرچه زودتر تموم بحرانهات تموم شه، توروخدا بی خبرمون نذار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببخشید... ما خیلی بهتریم خانم دکتر نگران نباشین
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 10:10
سلام بر توت عزیز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست من
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 11:58
توت همه اینها میگذره.تو الان دوتایی.قویتری:)
لحظات سختی رو پشت سر گذاشتی اما خدا هست.تو هستی.همسرت هست.نخودتم هست:)
دیدی؟همه اش گذشت!سخت گذشت اما گذشت و میگذره..
انشالله از این ب بعد بهتر و شادتر میگذره.خیلی شاددتر :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من خوبم نل... جدی خوبم! یکم انرژیم تحلیل رفته اما خوبم
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 12:23
وااااای خدا،نمیشه ی دقه بدیش ب من حساااابی ماچش کنم
آخ دلم رفففففففت واسه داماد شکموم((((:
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمیشه وگرنه می دادمش (:
دخترت هی باید غذا درست کنه دیگه واسش!
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 23:07
دختره من دست ب سیاه و سفید نمیزنه هاااااا،گفته باشم
پسر خان رو بفرست کلاس آشپزی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای بابا... چشم نازشم می خریم
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 23:10
باران جان
حال امروز شما آرزوی خیلی از خانم هاست . کافیه یکبار بری بیمارستان و بخش IVF . شکر خدا کن و قوی باش و برای همه دعا کن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من شاکرم و دعاگو واسه همه ی اونایی که منتظرن....
اما ارتباطی بین مشکلم و این موضوع نبود عزیزم
ممنونم ازت
شنبه 24 بهمن 1394 ساعت 02:25
توت فرنگی بانو جان من تازه از توی کامنتا فهمیدم چی شده. خدا رو شکر الان بهترین. انشالله بهتر از این میشین. خدا همیشه همراه و یاورتون باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
شنبه 24 بهمن 1394 ساعت 10:12
توتی جاااان عزیزممم خوبی فدات شمممم فدای پسرک شیکموووووو بهتری عزیز دل ؟ لاووو یو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوبم عزیزم.. تو چطوری؟
شنبه 24 بهمن 1394 ساعت 18:29
بی معرفت به من میگی طلاق منو از پسرکت میگیری و کلی باهام دعوا میکنی بعد میری ناز زن جدیدشو میکشی؟

دلم گرفت....

با بانو لبخند هم قهرم اصن...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من بهش گفتم تو زن اولشی...
تازه یه نیلوفر هست اونم گفته دخترش عروسمه

هیچی زن اول نمیشه ولی تینا ...
شنبه 24 بهمن 1394 ساعت 20:34
چندتا پسر بزا دخترا رو از مجردی در بیاری
به ثوابش فکر کن توت البته توت فرنگیِ قاطی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بابا من چیکاره بیدم...
من نمی تونم دست رد به سینه ی دوستام بزنم که
از بس مهربونم
شنبه 24 بهمن 1394 ساعت 23:06
خبر نداری توت.این جلبک خاتون ما قراره جاریه من هم بشه.یه فکری به حال این پسر ت بکن.

چه بانمک .اسم پسرت رو می گه.حتما تو هم کلی کیف می کنی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عهههههه؟ که اینطور
قولش رو به شمام داده بعد میاد اینجا به من میگه خیلی بدیییی

آهااای تیناااا کجایی نفس کش؟

اول کیف می کردم الان رفته تو سرم صداش
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 00:24
ینی مینا هم اسم دامادمو میدونه و من نمیدونم
حالا بزار اگه ب دخترم یاد ندادم اصن نذاره بیاد پیشت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هاهاها....
از الان مادرزن بازی در میاری بانوی لبخندناک؟
داشتیم خانم دکتر؟
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 08:53
میخاستم دعوات کنم دیدم هنوز یادته چه قول و قرارایی گذاشتیم. والا،دخترمن گناه داره،دلش میشکنه. برنامه ریزی میکنیم،دختر بانو برای شکموت آشپزی میکنه،تینا هم کارای دیگه،دخترمنم نظارت چیکار به پرنده طفلک داری،بیچاره دخترم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الان تینا و بانو میان می کشنت
چرا بیچاره دخترت نیلو؟ مگه می خوام بخورمش؟
یکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت 11:59
سلام خوبی؟ بهتر شدی؟ همه چیز رو به راهه؟
وای من وقتی با کامنت دونی بسته مواجه میشم انگاری می رم تو دیواررررر بالاغیرتن نبند
راستی اسم نی نی شما چیه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
(:
دوشنبه 26 بهمن 1394 ساعت 09:48
سلام توت خوبی؟ میبینم که توت مادر پسره !!! مبارک باشه اما دیگه باید بگم گلابی کوچیکه انشالله که تنش سلامت باشه . چرا بخش نظرات پست های جدید رو بستی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. ما خوبیم خداروشکر. تو چطوری؟
ممنونم سلامت باشی
پست بعدی بازه نگار جان
پنج‌شنبه 29 بهمن 1394 ساعت 19:04
این سی و نهم اونوقتش با کدوم کلمه کیدی تو به اینجا رسیدی توت؟خجالت بکش تو دیگه مادر شدی برو از خدا بترس
خااااک وچوکم
برم که مادرم گفته با دوستان ناباب به خصوص توتِ ناباب معاشرت نکن
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد